محمد رضا واليزاده معجزى
198
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
مقدمات جنگ امير اعظم به قول ياران قديمش با اينكه حاكم طرهان بود از يكسال قبل يعنى از 1305 مشق ياغيگرى مىكرد . بيرانوندها و خوانين متوارى كه فى الجمله از نيات باطنى امير اعظم آگاه شده و مىدانستند در آتيه نزديكى كوس ياغيگرى با دولت را خواهد كوبيد از هرطرف روى به طرهان آورده و در آن خاك وسيع به تاختوتاز مشغول شدند . آنها چندان عشقى به كشاورزى نداشته [ . . . ] ، شروع به يغماگرى كرده از خاك كرمانشاه و شاه آباد غرب و حتى از قسمتهاى دوردست پشتكوه غارت مىآوردند و همهجاى طرهان را هم در موقع فرصت مورد تاختوتاز قرار داده بودند . امير اعظم كه حاكم و مسؤول محل بود از غارتگريهاى طوايف مهاجر خبر داشت ولى مطلقا مزاحم آنها نمىشد و بلكه يكبار بر سر غارتى كه از يك محل آورده بودند با آنها نزاع كرد . جريان قضيه اين است كه جمعى از بيرانوندها غارت كلانى از سمت مغرب طرهان كه گويا مربوط به خاك كرمانشاه بوده آورده بودند . خبر اين غارت را به امير اعظم دادند و او براى گرفتن غارت از بيرانوندها جمع كثيرى را به جلوى آنها فرستاد ؛ ولى بيرانوندها كه هميشه مردم زبرى بوده و زير بار زور نرفتهاند با فرستادگان امير اعظم زدوخورد كرده ، آقا رضا آزادبخت را كشته و آنها را شكست دادند . خبر شكست آزادبختها كه به امير اعظم رسيد سخت برآشفت و آنها را تشجيع كرد و دوباره به دنبال بيرانوند [ ها ] فرستاد . مجددا بين دو دسته تيراندازى شروع شد و اين بار فرستادگان امير اعظم كسعلى چغلوند را كه يكى از مردان جنگى بيرانوند بود كشتند . ماحصل آنكه روزبهروز حوزه طرهان ناامنتر و نامنظمتر مىشد و امير اعظم اگر هم قدرت جلوگيرى از ادامه اين اوضاع را داشت ، عمدا اقدامى نمىكرد . بازار دزدى و سرقت به شدت رواج داشت ؛ زيرا آن اوقات دزدى و سرقت نهتنها در لرستان عيب نبود بلكه آن را يك نوع مردانگى و شجاعت مىدانستند و حتى خوانين هم بچههاى خود را به دست دزدان زبردست و باتجربه قيطول يا آبادى خود مىسپردند كه آنها را براى دزدى به آباديهاى ديگر « 1 » ببرند و اگر احيانا بعضى از خانزادگان استعداد كامل از خود نشان نمىدادند همان دليل بارزى براى اثبات بىلياقتى او بود و تقريبا از ترقيات او در آينده مأيوس مىشدند .
--> ( 1 ) . اصل : به آباديهاى ديگر به دزدى .